تبليغاتX
كاغذ پاره‌هاي Recycle Bin من

حالا دوباره هستم
دوباره آماده‌ام براي خدمت
هم ناراحتم و هم خوشحال
ناراحتي كه عادي شده
جنگ
خون
مرگ
سرباز
لبنان
الموت يا اسرائيل
Down With U.S.A
حزب الله
و ايران
چند وقت پيش چند ده زن جمع شده بودند براي نمي‌دانم چه. نمي‌گويم حق و حقوق زن بد است، نه. مگر چه نداريد بدبخت‌ها، خودتان را به كه مقايسه كرديد كه اينجور علم آزادي علم كرده‌ايد. قلم كه بهتان دادند ديگر گيس و گيس كشي چرا. مي‌گوييد  چه مي‌خواهيد، آزادي بيان مي‌خواهيد؟ برويد بگرديد ببينيد كجا از اينجا راحتتر است. مي‌گوييد آمريكا يا فرانسه يا ؟؟؟ برويد بپرسيد، ببينيد، مدعيان سياست آمارها را بنگريد، دو دو تا كه بلديد. آزادي پوشش مي‌خواهيد؟ آخر در لواي اسلام چقدر به خودتان مي‌مالانيد. بستان نيست. رو دل نكنيد يك وقت. كدام حقتان نا حق شده. ديسكو دوست داريد؟ پارتي دوست داريد؟ اكس و هزار كوفت و زهرمار ديگر دوست داريد. باشد. برويد هر جا كه اينها آزاد است. برويد ديگر. اينجا اسمش جمهوري اسلامي ایران است. جمهوري است ولي از نوع اسلامي‌اش هماني است كه خميني آورد. البته او تنهايي نياوردش آدم داشت كه آوردندش. حالا شما هم ادعاي آزادي مي‌كنيد. باشد دمتان را بگذاريد روي كولتان و برويد، يا نه خفه شويد، يا اگر مي‌توانيد شما هم انقلاب كنيد. نه د اگر مي‌توانيد بكنيد. نمي‌توانيد. ديگر چرا اينقدر نق مي‌زنيد ابله‌ها.
والسلام...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:12  توسط فرانکنشتاین  | 

اين پيام بعد از خوانده شدن خود بخو از بين مي‌رود "در نگهداري آن كوشا باشيد. با تشكر"

     زياد لفتش نمي‌دم. مي‌خوام بگم كه يه چند روزي حس و حال نوشتن نبود. نمي‌خواستم چيز چرتي بنويسم فقط واسه صفحه آرايي. نمي‌خواستم كار خاصي بكنم ولي در عوض دوتا نامه نوشتم يكي براي يكي كه دونستنش مهم نيست و ديگري براي يه آدمي كه فكر مي‌كنه خداست. ولي جالب اينجاست كه مردك يا شايدم زنيكه بجاي اينكه از در صلح وارد بشه مي‌زنه به قرتي بازي. متنشو دارم كه اگه ديدم يهو داره هارت و پورت مي‌كنه، اينبار هميجن جا مي‌نويسمش. براي اطلاعات بيشتر اون يارو كسيه كه توي پست قبلي به اسم شيوا كامنت ميزاره ولي وقتي كه ميري توي وبلاگش كامنت‌هات رو براي نمايش تائيد نمي‌كنه مگه اينكه ازش تعريف كرده باشي. بهر حال ولش كن ارزش نداره خون خودش رو آدم كثيف بكنه. يه مدت مي‌خوام با رفقا بريم سفر زياد نميشه همش 8 يا 9 روزه ولي سعي مي‌كنم هر جا كامپيوتر پيدا شد جلدي بپرم پشتش و دبرو كه رفتيم. واسه دست گرمي هم اين گفت و گو رو بخونيد كه توي اون David_elyot منم و Kasra يكي از بچه‌هاست. تو رو خدا اين چته دو تا آدم عاقله؟ نه خدا وكيلي شما قضاوت كنيد.

بدون شرح:

Kasra: salam
David_elyot: alek
Kasra: hasti?
David_elyot: mibini ke
Kasra: eeeeeeeeeee
David_elyot: are
Kasra: dige che khabar?
David_elyot: salamati rahbar
Kasra: bache ha ro mibini?
David_elyot: noch
Kasra: kojayi?
David_elyot: khooneh
Kasra: manam noonva
David_elyot: too nonvayi chat mikoni
David_elyot: ???
David_elyot: che nonvaeeye bakelasi
David_elyot: ADSL dare na?
David_elyot: koshi?
BUZZ!!!
Kasra: ya na..
David_elyot: ogey
Kasra: bash
David_elyot: ta sobhe dolatam bedamd
David_elyot: ???
Kasra: na
David_elyot: so what?
Kasra: hamoon
David_elyot: ke chi?
Kasra: are
David_elyot: khob
David_elyot: ?
Kasra: velewsh kon
David_elyot: boosh dar miad!!!
Kasra: voise bede ka sedasham biyad...
David_elyot: eee
David_elyot: hamoon bosh 1 deghighe DCit kard
David_elyot: sedash chi karet mikone khoda midoneh
Kasra: che roozayi miyay bala?
David_elyot: 1 ta 6 sobh
Kasra: be k...
David_elyot: albate bara to ke dir vaghte
BUZZ!!!
Kasra: be kahoo
David_elyot: na fekr kardam manzooret kife
Kasra: az tarze fekret khosham oomad...
David_elyot: pas engar ba ham tafahom darim
David_elyot: zanam mishi???
David_elyot: =))
David_elyot: =))
David_elyot: =))
Kasra: he he he he
David_elyot: ha ha ha
David_elyot: :D
David_elyot: :D
David_elyot: :D
Kasra: k...
David_elyot: mesle
Kasra: kif
David_elyot: na kot behtare
David_elyot: shayadam kit
Kasra: ye chiz dige kheyli behtare
David_elyot: chi?
Kasra: kard
David_elyot: fele ya esme
BUZZ!!!
Kasra: gheyde
David_elyot: na man bishtar rooye masdar mashkokam
Kasra: khob felan bye
David_elyot: bye !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 2:52  توسط فرانکنشتاین  | 

     امروز بعد از مدت‌هاي مديد دوباره نماز خوندم. نمي‌دونم چي بهم شد كه احساس كردم ديگه حالا وقتشه ولي بهر حال شد و اگه خدا بخواد ادامه داشته باشه. نمي‌دونم چي شد! نمي‌دونم بخاطر تموم شدم كتاب آدم و حوا (محمد محمد علي) بود يا بخاطر اين افكاري كه اين چند وقته به خاطر تنهايي كه توفيق اجباري بود كه دوست عزيزم کولوکیلا بر من روا داشت. حالا هر چي انشاا... مسبب خير باشه و از اين فلاكتي كه هستم بيرونم بياره چون خيلي وقته دنبال يه همچين حسي مي‌گشتم كه پيداش كنم و خدا رو شكر پيدا شد. ديدم با اين حاي كه دارم مناسب نيست ادمه قسمت‌هاي چرا مامانم منو بوس نمي‌كنه رو ادامه بدم ولي نه براي هميشه شايد يكي دو پست و بعد روز از نو روزي از نو... ديدم مناسب حال الانم نوشته‌ايه كه پارسال يادم نيست به چه مناسبت نوشتم. خودم خيلي باهاش حال كردم و افراد زيادي هم اون نخوندن البته بجز كولي جون(همون كولوكيلا). نمي خواستم تا آمار وبلاگم بالا نرفته بذارمش چون فكر مي‌كنم خيلي جالبه و ملت بخوان بخوننش. البته مطمئنم براي من جالبه چون من مي‌دونم وحال اون موقع خودم رو كه مي‌نوشتمش مي‌فهمم و اين وقيعيت و عشقش بوده كه اين براي خاطره ساز و وهم انگيز كرده و نه چيز ديگه‌اي. بهر حال مي‌ذارمش خودتونيد و خودتون ولي اگه هر جور بنظرتون رسيد حتما بهم بگيد چون خوشحال ميشم نظرتون رو درباره‌اش بدونم ولي با صداقت...

الهي...

 

الهي هر صبح دم كه بر مي‌خيزم منتت مي‌خواهم

                             و به هر سو كه مي‌نگرم نعمتت

 

به مور كه نگاه مي‌كنم عظمتت مي‌يابم

                             و به هر چه که مي‌انديشم رحمتت

 

اي بزرگي كه عطائي و اي كريمي كه بخشايي

اي كه نعمتت فزوني هي و اي كه كرمت نزولي ني

اي درمان همه دردهايمان و اي شفاي همه رنجهايمان

اي كليد درهاي بسته و اي اميد دل‌هاي شكسته

اي همه دست به سويت دراز و اي همه امت به درگاهت نياز

اي همه بد كردار به سويت ضارع و اي همه نيك‌رويان به سويت راكع

 

اي رحمان و اي رحيم،

دست نياز به سوي تو دراز مي‌كنم كه جز بر تو دست نتوان دراز

ونعمت از تو طلب مي‌کنم كه جز از تو نشايد طلب

 

مالك ملك ملكي

          و صاحب صبح الصبوح

 

هر چه داريم از تو داريم و هر چه نداريم از تو طلب مي‌كنيم

                            آنچه دادي خوب دادي و آنچه ندادي بهتر مي‌دهي

 

روز شب را چگونه نگاشتي

            كه هيچ صبحي بي شب ني

                           و هيچ شبي بي صبح

 

چه هستي؟

         كه هر چه علم دادي نشناختيمت

                          و هرچه دادي نداشتيمت

                                    و هرچه فرستادي نخواستيمت

چه هستي؟

        كه هستي و نيستي

و چه داري؟

        كه نداري و داري

 

در مقابل كرمت فقيري سيه روزگارم كه جز تو اميد به دل ندارم.

 

چه كنم كه هر چه كردم،

                    نكردم

و هر چه گويم،

                    نگويم

 

به لطف خود بر ما ببخش اي مهربانترين مهربانان

 

اي همه كوشند كه در حذف تو

                                      واي كه كم گفتمن از وصف تو

اي دو جهان وصله به ابروي خويش

                                      من كه شدم غرقه بر اين صرف تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 2:40  توسط فرانکنشتاین  | 

شيوه و لحن صحبت (پيشرفته)

در پست قبل نگاهي داشتيم اجمالي به اين مبحث و فكر مي كنم اين مبحث دو، سه قسمتي هنوز جا داشته باشه. همونطور كه گفته بودم توي اين پست به شيوه هاي متداول و رايج در بين افراد براي رسيدن به اين مهم اشاره‌اي جزئي خواهيم كرد، ولي ديدم كه قسمت مهمي از شيوه و لحن صحبت را كه مربوط به افراد حرفه‌اي مي‌شود جا انداخته‌ام و در اين پست به آنها پرداخته خواهد شد و به شيوه‌هاي متداول و رايج عملكرد را در پست‌هاي آينده خواهم پرداخت.

شيوه صحبت:
    ت) استفاده اختياري از "د" بجاي "ق": اين شيوه براي افراد حرفه‌اي استفاده مي‌شود زيرا كار برد آن بسيار مشكل است و البته هر فرد به مقتضاي خود تصميم مي‌گيرد از آن استفاده كند يا نه. در ضمن استفاده از اين شيوه كاملا ابتكاريست، بطوريكه در بعضي جاها ممكن است شرايط كلمات بطوري باشد كه استفاده از آن اضافه و نه تنها به معيت ساير نمي‌آيد، بلكه مخل آنها نيز هست. در مثال‌هاي زير به هر دو مورد اشاره خواهد شد:
"دلتم" بجاي "قلكم" - "دل‌دلي" بجاي "قل‌قلي" - "دلمز" بجاي "قرمز" - كه استفاده درست است و  "دودولي دودول" بجاي "قوقولي قوقول" - "دولي"بجاي "قوري" - كه استفاده نادرست است. البته اشاره شود كه اينگونه كلمات شنيداري هستند و از قائده‌ي خاصي پيروي نمي‌كند ولي در اكثر شرايط استفاده از "د" بجاي "ق" درست است بجز در بعضي شرايط.

    ث) استفاده از "س" بجاي "ش": اين قسمت از صحبت كمتر مورد استفاده قرار گرفنه و استفاده نكردن از آن هم چندان ضرري به صحبت كردن نمي‌زند  اما استفاده از آن شيوايي و زيبايي كلام را به طرز فزاينده‌اي افزايش مي‌دهد. اين قسمت در رتبه بندي پيشرفته قرار مي‌گيرد اما استفاده از آن براي كساني پيشنهاد مي‌شود كه دوره پيشرفته را بطور كامل رعايت كنند. البته بايد توجه داشت كه همانند ساير گزينه‌هايي كه در قسمت پيشرفته درجه بندي شده‌اند استفاده از آن همه جا كار برد نداشته و بيشتر سمعي(شنيداري) است، پس مراقب باشيد به‌موقع و به‌جا از آن استفاده كنيد چرا كه معمولا استفاده از نا مناسب نيست. مثال‌هاي زير را مشاهده بفرماييد:
"باسه" بجاي "باشه" - "ستست" بجاي "شكست" كه استفاده از آنها درست است و "داسد" بجاي "قاشق" - "چسم" بجاي "چشم" - "سيل" بجاي "شير" - "مستوت" بجاي "مشكوك" كه نادرست است.

    ج) جابجايي حروف وكلمات: اين قسمت از صحبت كاملا حرفه‌اي بوده و در افراد مختلف مي‌بايست متفاوت باشد، درست همانند اثر انگشت كه شباهت‌هايي وجود دارد اما هيچ يك از آن دو كاملا شبيه نيستند. در اين قسمت از صحبت فرد با جابجايي اختياري حروف و در معدودي مواقع كلمات منظور خود را ادا مي‌كند. فرد بايد خود تصميم بگيرد كدام حروف يا كلمات را مي‌بايست تغيير دهد چرا كه زبان فارسي به علت داشتن تعدد كلمات با تغيير حروف يك كلمه، به راحتي همچون زبان عربي به كلمه‌اي ديگر با معني متفاوتتري تبديل مي‌شود كه گاه ممكن است اثر سوء داشته باشد. مهم‌تر از همه اينكه در اين قسمت استفاده از تغيير حروف يعني استفاده از "ل" بجاي "ر" - "ت" بجاي "ك" - "د" بجاي "گ" - "د" بجاي "ق" - "س" بجاي "ش" چندان پيشنهاد نمي‌شود مگر در مواقعي كه خودتان ديگر حرفه‌اي شده‌ايد و استفاده مناسب از آنها را به خوبي فرا گرفته‌ايد، زيرا استفاده زياد از هر چيز مايه‌ي لوس شدن آن مي‌شود و شما هم كه نمي‌خواهيد كارتان را بي‌اثر كنيد، مي‌خواهيد؟ در ضمن تنها جابجايي حروف و كلماتي مجاز است كه دقيقا در كنار هم قرار دارند و در باقي حالات مفيد فايده نخواهد بود. براي استفاده از اين شيوه بايد بسيار محتاط بود چرا كه استفاده‌ي بيجا و بي موقع و يا حتي زياد از آن، نه تنها توفيري ندارد بلكه ممكن است اثر سوء نيز داشته باشد، در نتيجه مراقب كلمات باشيد ولي زياد خود را عذاب ندهيد.ابتدا بخش بعدي را بخوانيد و بعد مثالهاي هر دو را با هم مشاهده كنيد.

    چ) تغيير، اضافه و كم كردن حروف: اي قسمت از صحبت هميشه در كنار قسمت قبلي يعني جابجايي حروف و كلمات مي‌آيد چرا كه اين دو كاملا با يكديگر به كار مي‌روند و معمولا بدليل اينكه از شيوه‌هاي قبلي نمي‌توان استفاده كرد، از اين دو در كنار هم استفاده مي‌كنيم. تمام قواعدي و نكته‌هايي كه در قسمت قبل خوانديد بايد در اين قسمت هم به كار گرفته شوند، البته تنها در مواردي كه اين شيوه به تنهايي و بدون كمك قسمت "ج" بكار مي‌رود، بهتر است از شيوه‌هايي قبلي يعني "ل" بجاي "ر" - "ت" بجاي "ك" - "د" بجاي "گ" - "د" بجاي "ق" - "س" بجاي "ش" استفاده شود. باز هم ذكر مي‌كنم كه همه اين قسمت به ابتكار و خلاقيت خودتان بستگي دارد. مثال‌هاي زير را مشاهده بفرماييد:
"ولبلاگ" بجاي "وبلاگ" - "نوسژالوتيت" بجاي "نوستالوژيك" - "تامپولوتل" بجاي "كامپيوتر" - "ديفال" بجاي "ديوار" - "ماخيتابه" بجاي "ماهيتابه" - "استرار سمع" بجاي "استراق سمع" - "ملجوه الهويه" بجاي "مجهول الهويه" - "مصخوص" بجاي "مخصوص" - "تولزيون" بجاي "تلويزيون" و...

در پست آينده كه سومين قسمت از شيوه صحبت خواهد بود به سه موضوع زير كه در زمره فوق پيشرفته قرار مي‌گيرند پرداخته خواهد شد:
    ح) استفاده از كلمات مشكل(قلمبه سلمبه):
    خ) استفاده از كلمات ابداعي:
     د) استفاده از كلمات بچگانه بجاي كلمات معمولي:

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 23:38  توسط فرانکنشتاین  |